تبليغاتX
فریاد سکوت

فریاد سکوت

مرا مگذار و مگذر . . .
l لینک l    یکشنبه بیست و نهم دی 1387 14:13  میترا خلعتبری 

l لینک l    جمعه بیست و هفتم دی 1387 14:44  میترا خلعتبری 

تنها برای دو چیز نمی توان حد تصوری نمود: جهان و حماقت بشر            آلبرت انیشتین
l لینک l    پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 23:49  میترا خلعتبری 

همیشه رفتن، رسیدن نیست اما برای رسیدن باید رفت . . .
l لینک l    شنبه بیست و یکم دی 1387 23:40  میترا خلعتبری 

از زمستون سال گذشته تا زمستون امسال میزان اتفات بد زندگی انقدر زیاد بود که باید به دقت کنکاش کنی تا ببینی اتفاق خوبی هم واقعا بوده یا نه. امروز سالگرد مهران قاسمی، دوست و همکار عزیز  ما هست.

عجب اتفاقات عجیب و غریبی داشت این روزنامه اعتمادملی برای من و بقیه دوستانم . . .

یک سال گذشت اما حتی امروز مرور آنچه در 18 دی سال گذشته رخ داده بود، غم عجیبی رو رقم زد. غوطه ور شدن در لحظه لحظه 18 دی سال گذشته درد آور و غم انگیز بود. در اون ظهر سرد که خبری تلخ بچه های روزنامه رو به طرف خانه مشترک سارا معصومی و مهران قاسمی کشوند . . .

مهران قاسمی رفت و انقدر جای خالیش همچنان هم حس میشه که بی تردید کسی نمیتونه منکراون بشه اما در این گیر و دار از قدرت خدا بسیارمتعجبم.

سارا معصومی، همسر مهران قاسمی که به واسطه دوستی و محبتش خالصانه اش ارتباط نزدیکی را سال ها پیش پیونده زده بود و می دونستم چقدر به همسرش علاقه مندِ، دلیل تعجبم در طول یک سال گذشته هست.

سارا، در تمام یک سال گذشته برای من نماد بردباری و صبوری بود. دختر مهربونی که در بدترین و سخت ترین روزهای زندگیش نه تنها شکایت نمی کرد بلکه انقدر محکم و استوار هر روز با تجربه تر از قبل گام بر می داشت که هر روز بیشتر از قبل من رو متعجب می کرد.

سارا با تلخ ترین حادثه زندگیش آنچنان منطقی کنار اومد که هر بار که بهش نگاه می کنم فقط تحسینش می تونم بکنم بابت این قدرت و توان و صبری که داره.

می دونم و حس می کنم که همه اون چیزی که من می بینم واقعیت ماجرا نیست، می دونم این دختر نازنین مطمئنا چه شب ها و چه روزهایی رو که تو تنهایی خودش اشک نریخته و از روزگار شکایت نکرده اما این همه واقع گرایی، این همه صبوری به خدا از هر کسی برنمیاد.

به شدت این دختر رو دوست می دارم به خاطر همه خصوصیاتش و البته به خاطر همه مهربونی هایی که در حق من کرده و به راستی جای خواهر نداشته من رو برای همیشه برایم پر کرده.

سارای عزیز خوشحالم از اینکه می بینم حتی با وجود ناراحتی ها در خلوتت همچنان اینقدر پر انرژی و سرزنده هستی. خوشحالم از اینکه خداوند این همه صبوری به تو داد تا این غم بزرگ را بهتر تحمل کنی. خوشحالم از اینکه همیشه استوار و محکم قدم بر می داری و هیچ تردیدی بر جا نمی گذاری. خوشحالم از اینکه خداوند این همه صفات خوب به تو داده و این همه دوست داره . . .

غم از دست دادن انسان ها غم بزرگی ِ، به قول یکی از دوستان عزیز هر انسانی با رفتنش بخشی از هویت و تاریخ ما رو با خودش می بره و این تنها غمی ِ که هیچ وقت براش راه چاره ای نیست.

l لینک l    چهارشنبه هجدهم دی 1387 18:51  میترا خلعتبری  | 

پیش نوشت: مطلب از اینجاست . . .

هر پنجشنبه ميان شهر می‌گردم
و به جيب هر كس
پيراهن سفيدی پوشيده
نوار سياهی می‌زنم
و درگذشت عشق را تسليت می‌گويم
و او را از تقسيم دردهاش
با كسی كه دوستش دارد
بر حذر می‌دارم
و از او می‌خواهم
كابوس‌هايش را
بر تختخواب يكنفره ببيند.                                

                                محمد حجتی

l لینک l    چهارشنبه هجدهم دی 1387 2:32  میترا خلعتبری 

موندن ِ اینجا که منم مرگ ِ بی چون و چراست . . .

l لینک l    چهارشنبه هجدهم دی 1387 2:11  میترا خلعتبری 

چه چیزی در مملکت ما برای بچه های مطبوعاتی از توقیف، حقوق نگرفتن، بیمه نشدن، اخراج شدن و . . . عادی تر هست؟؟؟

l لینک l    پنجشنبه دوازدهم دی 1387 16:16  میترا خلعتبری  | 

پیش نوشت: قرار بود این پست را دیشب اینجا بگذارم اما به دلیل نبود اینترنت امروز اینجاست، همین . . .

امشب مردی مهمان ماست که سه ماه از بزرگترین غم زندگی اش می گذرد. مردی مهمان ماست که هنوز با شنیدن صدای نی اشک هایش سرازیر می شود. هنوز با خوردن هر وعده غذا آهی از ته دل می کشد و سکوتی غمناک را برایمان رقم می زند.

مردی مهمان ماست که حاضریم همگی دنیا را به پایش بریزیم تا لحظه ای خنده اش را ببینیم، مردی مهمان ماست که هر چقدر بیشتر در چشم هایش خیره می شویم از کار زمانه بیشتر از پیش می هراسیم.

می هراسیم چون می تواند با مردمانش بی رحمانه رفتار کند، می تواند برف پیری را یک شبه بر سر آنها بیفشاند، می تواند خنده های مردی را همیشه بر لب هایش بخشکاند و غم ناتمامی را برای همیشه بر چهره اش حک کند.

آتش می گیرم وقتی آه های این مرد دوست داشتنی را می شنوم و هر بار و هر بار با فرو دادن بغضم سعی می کنم به ظاهر فکرش را معطوف به موضوع دیگری کنم.

آتش می گیرم وقتی این مرد دوست داشتنی را رو به روی قاب های عکسی می بینم که چند صباحی پیش آنها را با شادی ای که از جانمان بر می خواست گرفته بودیم و این روزها شده اند تنها یک خاطره . . .

حالا روزگار، پاییز و بهار، می گذره خبر نداریم

جز سپیدیه موی تیرمون انگار که سحر نداریم

خط به خط فلک روی گونه ها نقش رنج و غم کشیده

زندگی چنان اشک حسرتی از دو چشم ما چکیده

عجب عمرا تموم شد، چه دور از هم حروم شد

چه خاطرات شیرینی که مونده و ناتموم شد . . .

پیش نوشت: به یاد پسر دایی عزیزم که در سن 17 سالگی بر اثر سانحه تصادف جان سپرد و تقدیم به دایی عزیزم که چهره غمگینش بغضی سخت را به وجود می آورد.

l لینک l    سه شنبه دهم دی 1387 14:22  میترا خلعتبری  | 

این روزها، روزی هزاران بار اشتباهاتی را که در زندگی کردم را مرور می کنم. روزی هزاران بار افسوس می خورم. این روزها با افسوس و کاش های زیاد می گذرد. این روزها بیشتر در رویا هستم تا واقعیت. در رویای روزهای گذشته و در انتظار روزهای آینده . . .

این روزها از آنچه بر می گذرد مضطربم، از سرنوشت این اتفاقات بیم دارم، این روزهای مرموز  . . .

این روزها، این روزها، این روزها . . .

l لینک l    یکشنبه هشتم دی 1387 16:27  میترا خلعتبری  | 

چه حس خوبیه دیدن این عکس های زیبا از تهران ۲۴ . . .

l لینک l    جمعه ششم دی 1387 13:37  میترا خلعتبری  | 

با وجود اینكه امروز عصمت الله جابری، رییس اجرای احكام دادسرای امور جنایی تهران از نبودن اسم بهنود شجاعی در لیست اعدامیان فردا خبر داده اما با این حال هیچ تضمینی وجود نداره كه فردا بهنود را پای چوبه دار نبرند.

یكی دیگه از اعدامی های فردا طیبه هست كه سال ها متهم به قتل دختر شوهرش است و فردا پای چوبه دار میره و 9 مرد دیگه كه البته هنوز اسانی آنها مشخص نیست.

صبح فردا را دوست ندارم . . .

l لینک l    سه شنبه سوم دی 1387 16:54  میترا خلعتبری  | 

ساعت 4 تا 6 امروز انجمن حمایت از حقوق کودکان نشستی را در مورد بررسی حقوق کودک برگزار می کند که سخنرانانی نیز در این برنامه نقطه نظراتشون را ایراد می کنند. یکی از سخنرانان هم دوست خوب ما جناب آقای مصطفایی هستند که در مورد بررسی حقوقی حضانت و مراقبت از کودک در اسناد بین المللی قوانین داخلی صحبت می کنند.

آدرس نشست: خیابان شریعتی، نرسیده به پل سید خندان، فرهنگسرای اندیشه

l لینک l    دوشنبه دوم دی 1387 10:35  میترا خلعتبری