تبليغاتX
فریاد سکوت

فریاد سکوت

                                                            

با اينكه طبق عادت هر ساله يلداي امسال پدر مادرم تهران نيستند تا طولاني ترين شب سال را جشن بگيريم.

با اين حال كه امسال هم طبق عادت بسياري از سال ها برادرم در كشوري ديگري هست تا نتوانيم طعم شيرين يك دور هم نشيني لذت بخش خانوادگي را تكميل كنيم.

با اين حال كه بسياري كارهاي نيمه تمام دارم كه بايد در طول همين چند روز همه را انجام دهم و گمان نكنم بتوانم نفس راحتي بكشم.

با اين حال كه روزهاي سرد اين روزها با خبرهاي بد همچنان ادامه دارد.

با اين حال كه بايد همه چيز را تحمل كرد، با همه اين احوال يلدا مبارك . . . 

l لینک l    جمعه سی ام آذر 1386 17:45  میترا خلعتبری  | 

هیچ مقام دولتی با غیر دولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله ای در صدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند.

l لینک l    دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 22:33  میترا خلعتبری  | 

پس از گذشت یک هفته از اعدام ناگهانی ماکوان مولودزاده در کرمانشاه روابط عمومی دادگستری این شهر به اخباری که پس از این ماجرا و در واکنش به غیر قانونی عمل کردن این موضوع انتشار پیدا کرد عکس العمل نشان داد.

در نامه روابط عمومی دادگستری کرمانشاه مطالب جالبی عنوان شده است. قسمتی از این نامه را بخوانید تا متوجه نکاتی جالب بشوید.

متن این نامه به این صورت هست:

باسمه تعالی

اشک تمساح بر گونه های نفاق

امنیت مهمترین زیر ساخت زندگی جتماعی بالاخص در دنیای پر مخاطره امروز است. بی شک هر شخصیت حقیقی و حقوقی به فراخور توان خود بایستس در ایجاد و حفظ آن تلاش نماید.

دستگاه قضایی نیز به عنوان دستگاهی که همواره به انجام وظیفه خود اهتمام می ورزد و در این خصوص و در ظرف مدت 2 سال اخیر دادگستری استان کرمانشاه اقدام به اجرای مجازات متجاوزان به ساحت امنیت و آسایش عمومی نموده و با تاثیر بسیار مثبت و ملموس که بر آرامش استان داشته موجد تقویت «احساس امنیت» و رضایت عمومی شده است.

در راستای این اقدامات اخیرا یکی از شروران سابقه دار شهرستان پاوه به نام ماکوان مولودزاده که بارها به تجریح عفت عمومی پرداخته به دار مجازات آویخته شد.

مشارالیه متولد ۱۳۶۵در پاوه بوده که کرارا به شرارت پرداخته از جمله ۶ مورد لواط به عنف که به شیاع محلی رسیده و در اواسط سال ۸۵دستگیر شده و مضافا ۷ فقره سابقه کیفری از جمله: چاقو کشی، تهیه و توزیع مشروبات الکلی، ارتباط نامشروع و . . . داشته است.

حکم اعدام صادره دادگاه کیفری استان کرمانشاه به تایید دیوان عالی کشور و همچنین تایید دادستان محترم کل کشور رسیده است.

برخی افراد که عناد و غرض ورزی مسجل آنها با جمهوری اسلامی و ملت ایران بر کسی پوشیده نیست و همچنین وکیل پرونده با اظهارات خلاف واقع در سایت های مختلف که عمدتا برازنده عنوان « بنگاه های شایعه پراکنی» هستند تا سایت اطلاع رسانی، سعی در مخدوش نمودن قوام و اعتبار حقوق رای صادره داشته اند.

آنچه شایان توجه است اینکه وکیل بایستی علی القاعده آشنا به مسائل حقوقی و تشخیص عناوین مجرمانه باشد در حالی که وکیل این پرونده با نشر اکاذیب و اظهارات غیر علمی و بی اساس حتی زمینه تعقیب خود به جرم نشر اکاذیب را فراهم ساخته است.

در سایت های مختلف مظلوم نمای مضحکی توسط برخی اظهار نظر کنندگان صورت گرفته که عقول سلیم چیزی عناد، فرافکنی و دروغ از آن برداشت نمی کنند. ت

مثلا اتصاف صفات «بیگناه»، «کودک» و . . . که با هدف تحریک احساس ترحم خوانندگان استعمال شده در حالی است که که اصولا مجرمی که رد پرونده اش اقرار به عنوان سیدالبینات، شهادت و شکوائیه از شکات مشخص حی و حاضر وجود دارد برازنده عنوان بیگناه نمی تواند باشد.

مشخص نیست در طول تاریخ و عرض جغرافیای کدام تعریف جامعه شناختی جوانی 21 ساله را کودک انگاشته که این دایه های مهربان تر از مادر در اظهارات خود آورده اند؟

دیدگاه بی پایه ای که پرونده مربوطه را از نظر حقوقی و فقهی کاملا خلاف شرع و قانون عنوان کرده است، معلوم نیست از کدام فقه، حقوق، شرع و قانون مایه گذاشته که به این سادگی و ژست مشرفانه درباره آنها صحبت می کند. چرا که مجازات اعدام برای جرم شنیع لواط به عنف از مسلمات فقهی بدون هیچگونه ریبه و شبهه است.

روابط عمومی دادگستری کل استان کرمانشاه

 

در همین نامه نکات بسیار جالب و قابل توجه ای هست که تنها به چند نمونه از آنها اشاره می کنم.

۱. دادگستری کرمانشاه ماکوان را یک شرور سابقه دار معرفی کرده در حالی که من نمی دونم چرا وقتی که مردم پاوه از اعدام اون با خبر می شوند همگی برای مراسم تشییع جنازه شرکت می کنند. به طوری که شهر به حالت نیمه تعطیل درمیاد. این برای شما عجیب نیست که مردم در مراسم تشییع جنازه یک شرور که در واقع وقتی خبر اعدامش رو می شنوند باید راضی و خوشحال باشند شرکت می کنند؟

۲. در قسمتی از نامه آمده هست که حکم صادر شده به تایید دیوان عالی کشور رسیده بوده است، ما هم که نگفتیم حکم را تایید نکردند ما گفتیم حکم را وکیل ماکوان همراه با لایحه ای برای رییس قوه قضاییه فرستاده و شاهرودی دستور توقف حکم را پس از همه  این مراحل صادر کرد.

۳. منظور از عناد و غرض ورزی چی هست؟ چه کسی گفته کسانی که خواهان این هستند که از اعدام افرادی که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم می شوند، جلوگیری بشه با نظام عناد دارند؟ چرا همه چیز را با هم قاطی می کنیم؟ حرف ما فقط این هست که به همان چیزی که قبول کردید یعنی خودداری از اعدام بچه های زیر ۱۸ سال عمل کنید. البته این به این معنا هم نیست که بگذارید اون ها اگر برای مثال در سن ۱۵ سالگی جرمی کردند ۲۰ ساله بشوند و بگویید حالا دیگر زیر ۱۸ سال نیست پس اعدام می کنیم. منظر افرادی هستند که زیر سن ۱۸ سال مرتکب جرم می شوند.

۴. از سعید اقبالی گویا به نشر اکاذیب هم دادگستری کرمانشاه شکایت کرده است. خوبه دیگه حق قانونی وکیل از مطلع بودن اعدام موکلش در نظر گرفته نشده، حکم برخلاف دستور رییس قوه قضاییه اجرا شده و تازه از وکیل هم شکایت می کنند.

۵. قسمت آخر نامه را هم دقت کنید که در کل دادگستری کرمانشاه منکر دستوری مبنی بر توقف حکم در این زمینه شده است.

۶. انتخاب تیتر دادگستری کرمانشاه واقعا شاهکار است. قبول دارید؟

پی نوشت: هر دم از این باغ  . . .

l لینک l    پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 23:37  میترا خلعتبری  | 

کميسر حقوق بشر در سازمان ملل، ايران را برای به دار آويختن ماكوان سرزنش کرده است.

لوئيس آربور روز جمعه مراتب نگرانی عميق خود را از اعدام ماکوان مولودزاده، جوان بيست ساله، ابراز داشت.

آربور گفته كه ايران يکی از امضا کنندگان ميثاق های حقوق بشری است که اعدام را در مورد افرادی که در سنين زير هجده مرتکب جرم شده باشند منع ميکند.

او از ايران خواست به تعهدات بين المللی ا، و تفاهم قاطع بين المللی عليه اعدام خردسالان احترام بگذارد.

اين در حالي هست كه يک سخنگوی وزارت امورخارجه فرانسه هم خواستار اين شده که تهران تمامی احکام اعدام خردسالان را متوقف کند.

پی نوشت۱: دیروز با پدر ماکوان صحبت می کردم و از اینکه وقتی جسد ماکوان را دفن کرده اند متوجه شکسته بودن دو دست اون شده بودند. می گفت. گویا ماکوان خودش هم از این ماجرا خبر نداشته که قرار هست اعدام بشه و در مقابل اجرای حکم مقاومت کرده بوده اما . . .

پی نوشت۲: پیگیری های سعید اقبالی همچنان برای اینکه بالاخره مشخص بشه چه کسی از دستور شاهرودی سرپیچی کرده و علی رغم توقف حکم اون رو اجرا کرده همچنان ادامه داره . . .

l لینک l    دوشنبه نوزدهم آذر 1386 12:16  میترا خلعتبری  | 

گمان مي كردم امروز صبح متفاوتي خواهم داشت اما نشد . . .

نمي دونم خودخواهي من بود يا مسائل ديگري كه دست به دست هم دادند تا نه تنها صبح امروز  آن طور كه من مي خواستم نشد بلكه تا ظهر يك روز پاييزي را هم برايم خراب كرد. . .

پي نوشت1 : امروز را به خاطر مي سپارم چون باعث شد ديگر از كسي طلب چيزي نكنم.

پي نوشت2 : راستي براي بازگشت بازنگار- بازگشت همه وبلاگ نويسان- خيلي خوشحالم.

l لینک l    یکشنبه هجدهم آذر 1386 18:35  میترا خلعتبری  | 

در هواي گرگ و ميش و سرد كرمانشاه ماكوان 20 ساله بدون آنكه حق اين را داشته باشد تا براي آخرين بار از خانواده اش خداحافظي كند يا بدون آنكه اولياي دمي وجود داشته باشد تا به دست و پايشان بيفتاد و براي رهايي از اعدام التماس كند روي چهارپايه اي كه طناب دار بالاي آن در هوا غوطه ور بود، رفت.

حكم اعدام اجرا شد و ماكوان 20 ساله چند ثانيه بعد نفس هاي آخرش را كشيد و جان باخت. يك ساعت بعد وقتي مسوولان زندان اجراي حكم، جسد غوطه ور در هوا را پايين كشيدند، به خانواده اش زنگ زدند و از آنها خواستند جسد پسر جوانشان را تحويل بگيرند.

جسد ماكوان هنوز به خانواده اش سپرده نشده بود كه وكيلش تماس مي گيرد و در چند جمله خبر اعدام را مي دهد.

« خانم خبرنگار، خبر بدي دارم، ماكوان اعدام شد.»

و همين يك جمله كافي بود تا تمام آنچه بيش از يك ماه برايش تلاش كرده بوديم خاكستر شود. باورم نمي شود، مگر رييس قوه قضاييه دستور اجراي حكم را صادر نكرده بود، مگر قرار نبود پرونده در حوزه نظارت و پيگيري قوه قضاييه بررسي شود، مگر قرار نبود پرونده مجددا رسيدگي شود پس چرا حكم اجرا شد؟

چرا خانواده اش از اعدام با خبر نبودند، چرا ماكوان نبايد حق ديدن خانواده اش در آخرين لحظه هاي زندگي اش را داشته باشد، اتهام ماكوان چه بود كه به اين شكل او را اعدام كردند؟

مگر غير از اين بود كه رييس قوه قضاييه هم حكم صادره از شعبه اول دادگاه كيفري كرمانشاه را خلاف بين شرع اعلام كرده بود پس چطور در مدت زماني كمتر از 24 روز كه از دستور توقف راي گذشته است، حكم به اين شكل اجرا مي شود؟

اما همه اين ها شايد تنها در سطح يك سوال باقي بماند چرا كه هيچ كس پاسخگوي اين سوالات نيست مانند همان زماني كه هيچ كس به درستي نمي دانست كه اتهام ماكوان 20 ساله چه بود كه با آن وضع سوار الاغ كردنش و در شهر گرداندن.

آن روز هم اهالي محل به پدر و مادر پير ماكوان آن خبر را داده بودند و امروز هم خبر اعدامش را مسوولان زندان دادند. چه كرده اند اين پدر و مادر كه در طول يك سال به اين شكل از پسرشان خبر مي شنوند.

وقتي به خانه ماكوان كه بيشتر از يك سال است جوان 20 ساله آن را نديده بود و ديگر هيچ وقت هم نخواهد ديد زنگ مي زنم، مادر ماكوان نمي دانست چه بگويد.

صداي شيون و ناله هاي زنان فاميل از اعدام جوان 20 ساله اشان را مي شنيدم. صداي زجه هايي كه بيش از يك سال در گلوي خويشاوندان جوان كرد مانده بود و حالا فرياد شده بود. زبانم قاصر از اين بود كه حتي بپرسم چرا به شما خبر نداده اند. مادر ماكوان مي گويد پدرش رفته جسد پسرمان را تحويل بگيرد. پس از يك سال او را به خانه مي برند با اين تفاوت كه اين بار ماكوان جاني در بدن ندارد تا به محض ورود به خانه مادرش را صدا بزند. اين بار مادرش است كه مدام نام پسرش را مي برد و البته جوابي هم نمي شنود . . .

سعيد اقبالي وكيل مدافع ماكوان مولودزاده كه آن همه تلاشش در حال حاضر هيچ سرانجام خوشي نداشته مي گويد: « دقيقا در 20 آبان ماه از دفتر نظارت و پيگيري قوه قضاييه نامه اي براي رييس كل دادگستري استان كرمانشاه فرستاده شد كه در آن دستور توقف اجراي حكم داده شده بود. در آن نامه آيت الله شاهرودي به استناد فتواي رهبر حكم را خلاف بين شرع اعلام  و دستور رسيدگي مجدد پرونده را صادر كرده بود اما تنها چند روز پس از اين ماجرا گويا پرونده براي بار ديگر به تهران فرستاده مي شود و بر خلاف نظر اوليه رييس قوه قضاييه اين بار پرونده سريعا به كرمانشاه مسترد و حكم اجرا مي شود.»

همان زمان هم كه حكم اعدام ماكوان صادر شده بود پرونده سرشار از نقص تحقيقاتي بود.

‌در جلسه محاكمه جوان 20‌ساله كه طبق قانون و شرع مي‌بايست به طور كامل و دقيق با بررسي و احراز عمل تجاوز تشكيل مي‌شد، حتي بدون فرستادن شاكيان به پزشكي قانوني، قضات به صدور راي پرداختند.

در آن جلسه علي‌رغم عدم حضور برخي از شاكيان و حضور تنها سه نفر كه آنها نيز چندين مرتبه اعلا‌‌م كردند كه اظهارات گذشته‌شان دروغ بوده و چنين عملي با آنها انجام نشده است، قضات دادگاه با استناد به علم قاضي آن‌هم علم به وجود ايقاب (دخول كامل) نسبت به صدور حكم اعدام اقدام كردند.

دادگاه در احراز ركن مادي يعني همان انجام عمل موجب حد قتل هيچ تحقيقي نمي‌كند در حالي كه به استناد ماده 108 قانون مجازات اسلا‌‌مي عمل شنيع لواط شامل دو مفهوم است كه تنها لواط ايقابي چنين مجازاتي را در پي خواهد داشت و دادگاه به اين تكليف قانوني خود عمل نكرده است.

از سوي ديگر دادگاه استدلا‌‌ل كرده بود كه چون چندين سال از زمان انجام عمل مي‌گذرد و موضوع از سوي پزشكي قانوني قابل تشخيص نيست، شكات را جهت معاينه معرفي نكرده يعني پذيرفته كه عمل در زمان طفوليت انجام شده اما در جايي ديگر براي قانوني نشان دادن حكم اعدام استدلا‌‌ل كرده كه انجام عمل تا زمان حال ادامه داشته است اما مبنايي براي علم خود در اين خصوص نمي‌آورد.

و اما پس از اينكه حكم صادر شد پدر ماكوان كه تا آن زمان هم چندين بار به تهران آمده بود تا نزد رئيس قوه قضاييه برود، نامه‌اي را خطاب به آيت‌ا... شاهرودي نوشت و در آن گفت: «من و مادر ماكوان 20 ساله دست به دامان شما هستيم تا براي نجات فرزندمان ما را كمك كنيد. پسرمان بدون توجه به اصول فقه اسلا‌مي و دين اسلا‌م محكوم به اعدام شده است. پس از دستگيري ماكوان در مهرماه سال گذشته حتي نمي‌دانستيم به چه اتهامي دستگير شده است. از شما عاجزانه تقاضا داريم دستور بررسي مجدد پرونده ماكوان را صادر فرماييد.»

وكيل ماكوان ، سازمان ديده بان حقوق بشر، بسياري از فعلان حقوق كودكان و نوجوان و روزنامه نگاران همه تلاش خود را كردند تا ماكوان از اعدام رها شود اما با اين احوال حكم اجرا شد.

از آن گذشته طبق راي دادگاه كيفري كرمانشاه محل اعدام او در پارك شهيد كاظمي شهر پاوه در نظر گرفته شده بود پس چرا او بي خبر از حتي خانواده اش در سحرگاه 14 آذرماه در زندان اعدام مي شود؟

به گفته اقبالي قانون نحوه اجراي احاكم اعدام پيش از از اجراي حكم، بايد خانواده محكوم و وكيل مدافعش از زمان و مكان اجرا حكم اطلاع داشته باشند اما چطور است كه به يك باره در يك تماس تلفني خبر اعدام اعلام مي شود؟

سعيد اقبالي هم شكه است. از اينكه همه تلاش هايش بي نتيجه ماند و باز هم تاكيد مي كند: «وقتي پرونده به دفتر ويژه نظارت و پيگيري قوه قضاييه آمد به من گفتند تا 2 ماه طول مي كشد تا مسئله بررسي شود. به من گفتند نتيجه كار را چند ماه بعد پرس و جو كنم اما كمتر از يك ماه خبر اعدام موكلم را به اين طريق و با اين وضع به من مي دهند.»

اقبالي به وكالت از خانواده ماكوان پيگير ماجرا است تا كوتاهي قضات دادگاه و مسوولان دادگستري كرمانشاه در پرونده را بيايد اما براي خانواده ماكوان ديگر چه تفاوتي دارد كه اين قصور از كجا بوده است.

پدر و مادر ماكوان كه در روز دستگيري پسرشان گمانشان اين بود كه تنها به اتهام روزه خواري بازداشت شده است چه مي دانستند قرار است يك سال پس از ان ماجرا خبر تحويل گرفتن جسد پسرشان را از زندان كرمانشاه بشنوند.

ماكوان سحرگاه ديروز به اتهام تجاوز در سن 13 سالي كه آن هم هيچ وقت اثبات نشد، تنها به علم قاضي اعدام شد.

جسدش به خانواده اش تحويل شد، پدر و مادرش توانستند پس از گذشت يك سال با خيال راحت بدن بي جان پسرشان را در آغوش بگيرند اما افسوس كه چند ساعت پس از  آن باز هم براي هميشه دور از پسرشان مي شدند چرا كه جسد ماكوان بايد به خاك سپرده مي شد.

پی نوشت ۱: یک دل سیر گریه کردم رویا جان اما باز هم آرام نشدم. همه مسیر روزنامه تا خانه را در خیابان به یاد صبح امروز که ماکوان چطور ناعادلانه اعدام شد را گریستم اما هنوز هم دلم آرام نگرفته است.

پی نوشت۲: از پدر و عموی ماکوان عذر خواهی می کنم. شاید ما هر کاری که می توانستیم را نکردیم. شاید راه دیگری هم بود که امتحانش نکردیم. مرا ببخشید اگر کوتاهی کردم . . .

پی نوشت۳: این گزارش قرار بود در روزنامه چاپ شود اما به دلایلی نشد.

پی نوشت۴: امروز بدون شک یکی از بدترین روزهای عمر کاریم بود. روزهای بد زیاد داشتم اما غم امروز با هیچ روزی قابل مقایسه نبود.

پی نوشت۵: مرگ بر این جمله که می گویند « سر بی گناه تا پای چوبه دار میره اما بالای چوبه دار نمیره» بیایید و من هزاران نفری را بگویم که بیگناه اعدام شدند، چه کسی جواب گو هست؟؟؟

پی نوشت۶: . . . این سه نقطه همه سکوتم از ناگفته ها و ناعدالتی ها است که امروز حتی با کوبیدن مشت بر دیوار هم تمام نشد.

l لینک l    چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 20:37  میترا خلعتبری  | 

امروز از اون روزهاست كه هوا محشره . . .

باران، هواي ابري، هواي سرد . . .

داشتم چند دقيقه پيش با يكي از بچه هاي خوب روزنامه صحبت مي كردم و مي گفتم تو اين هوا آدم بايد خونه باشه نه سركار.

دوست داشتم خونه بودم تا هر چقدر كه دوست داشتم مي خوابيدم. بيدار مي شدم كنار بالكن آشپزخانه چاي داغ مي نوشيدم. موزيك مورد علاقه ام رو گوش مي دادم و به كارهاي دوست داشتني ديگر مي رسيدم.

غروب هم با پوشيدن لباس گرم براي پياده روي از خونه مي اومدم بيرون اما اين ها در حال حاضر تبديل شدن به يه رويا چون اين روزها نه مي تونم تا هر ساعتي كه مي خوام بخوابم و نه اون كارهايي كه واقعا دوست دارم را انجام بدم.

صبح ها براي رساندن خودم به كلاس و با انجام دادن كارهاي ديگه بايد زود بيدار بشم. راستي كاش مي شد كه بتونم بدون دردسر از خواب بيدار بشم. واي كه چقدر هميشه اين صبح زود از خواب بيدار شدن براي من عذاب هست. در هيچ مقطعي در زندگيم به اين صبح زود بيدار شدن عادت نكردم و فكر هم نمي كنم هيچ وقت عادت كنم.

در هر صورت فقط شرح حال مختصري بود اما با اينكه صبح اول وقت بايد بيدار بشي و نتوني خونه بماني، مجبور باشي بيايي روزنامه و كار و كار و كار . . .  و فقط بتوني گاهي اوقات از پنجره رو به ديوار باز شده روزنامه هواي ابري پاييزي را ببيني مي ارزد به چند ساعتي را دور از دلهره هاي روزانه گذراندن. . .

l لینک l    دوشنبه دوازدهم آذر 1386 11:22  میترا خلعتبری  | 

اين روزها رو دوست ندارم. خبر هاي بد باز هم پشت هم قطار شدند و مدام در مي زنند و بي اجازه وارد ميشوند.   

خبرهاي بدي كه شايد ميشد يه روزي پيش بيني كرد اما نخواسته بوديم بهش فكر كنيم و الان همراه با بقيه خبر هاي ناخوانده مدام پشت هم خودنمايي مي كنند.

روز هاي خوبي نيست. ساعت هاي خوبي نيست. لحظه هاي خوبي نيست. فكر كردن به همه اون چيزي كه اين مدت داره مي گذره و سر دردهاي مداوم و پشت هم داره طاقت تحمل اين روزها را دشوار مي كنه . . .

سوء تفاهم ها، برداشت هاي غلط، توقع هاي نا بجا همه و همه ادامه داره و قرار نيست چيزي درست بشه.

روزهاي پاييزي بدي در حال گذر هستند . . .

l لینک l    یکشنبه یازدهم آذر 1386 17:30  میترا خلعتبری  | 

مهدي ندامي فرزند عظيم سال 1365 از استان لرستان در حال حاضر در زندان اوین و به دلیل وضعیت خاصش در انفرادی محبوس است.

او يكسالش که بود پدرش را از دست داد و در سن شانزده سالگی هم مادرش فوت كرد. پس از فوت مادرش دیگران او را طرد نمودند. او به دلیل دو جنسه بودن نتوانست ادامه تحصیل دهد. به تهران آمد و دوست دو جنسه ای یافته و با وی در یک منزل اجاره ای زندگی می کرد تا اینکه در سال گذشته اتفاقی برای وی رخ می دهد.

مهدی در تشریح این اتفاق می گوید :« در تاریخ 16/10/1385 محمد و مرتضي آمدند تحت طاوس چون مي دونستند جاي دو جنسه ها اونجاست اونجا و كريمخان، ونك، پارك دانشجو گفتم دو جنسه ام من نمي تونم با شما بيايم ولي مي خوام به من از نظر مالي كمك كنيد اونها من را بردند به منزل مرتضي، من را انداختند داخل و درب را قفل كردند من را داخل اطاق خواب بردند و تا ظهر بود من را مورد آزار و اذيت قرار دادند من تا ظهر زجر مي كشيدم تا چند ساعت دست و پاي من را كه بسته بودند باز كردند من را لخت كرده بودند رفتم تا درب را باز كنم ديدم بسته است من را گرفتند زدند خواستم داد و فرياد كنم يكي از آنها كه خيلي هيكلي بود من را كتك زد يه چاقوي كوچك براي ميوه كه خيلي كوچك بود داشتم يادم افتاد چاقو پيشم است من چاقو را نشون دادم و گفتم اگر بيايي نزديكم درب را باز نكني خودم را مي زنم مرتضي بدتر حمله كرد ولي محمد كنار ايستاده بود و من نفهميدم چي شد يك دفعه ديدم سرش را آورد پايين و ديدم سرچاقو يك ذره سياه و خون آلوده او به برادرش زنگ زد بردارش من را سوار تويوتا كرد و با يك قمه مرا تهديد كرد من را كلانتري بردند و گفتند كه چيزي نگويم بعد مرا بردند كلانتري ، من تونستم مقداري از حرفهايم را بزنم تا اينكه برادرش آمد و نتوانستم حرفي بزنم بعد من را بردند دادسراي ارشاد و از آن زمان فرستادند زندان .

از 23/10/85 وارد زندان شدم در حال حاضر من را در سوئيت نگهداري مي كند آنجا انفرادي است از صبح تا شب هيچ كاري نمي كنم در اينجا اعصابم خرد شده نه هوا خوري مي برند اطاقي كه من هستم 9 متر است دستشويي و حمام هم داخل همانجاست براي شام و نهار من را مي بردند بيرون و غذا مي دهند و درب را مجدد مي بندند .

من هيچ كس را ندارم و زندانم براي من خيلي سخت است دوست دارم از زندان بيارين بيرون و از اين وضعيت و گرفتاري نجات پيدا كنم كاركنم و پول تهيه كنم و عمل كنم . تا به حال هيچ كس و هيچ انجمني به من كمك نكرده ، الان تنها و تنها هستم خودم دوست دارم عمل كنم و ازدواج كنم خيلي دوست دارم مثل يه مادر باشم و ازدواج كنم اين آرزوها را بايد به گور ببرم .

مهدی حاضر است به خاطر عمل جراحی و تعیین وضعیت خود کلیه اش را به فروش رساند . وی می گوید : رفتار مسئولين با من بد است اكثر زندانيها كه از پيش من رد مي شدند به من توهين مي كنند نمي دانم چه كار كنم در زندان به من زياد اهميت نمي دهند از زندان خسته شدم اعصابم خورده تحمل ندارم هيچ هم صحبتي ندارم .

شبها تا صبح بيدارم و فقط فكر مي كنم صبح تا ساعت 10 مي خوابم و بعد بيدار مي شوم سوئيت را نگاه مي كنم گلهاي پرده را مي شمارم كاشكي من را دركم مي كردند هيچ كس من را درك نمي كند .»

مهدی توسط شعبه 1088 دادگاه عمومی تهران به دوسال حبس و پرداخت دیه در حدود هجده میلیون و پانصد هزار تومان محکوم شده است با درخواست تجدیدنظر شعبه 36 دادگاه تجدیدنظر حبس وی را به ده ماه تخفیف داد . هم اکنون مهدی در زندان بوده و برای نجات وی از زندان نیاز است مبلغ دیه پرداخت شود.

پي نوشت: اگر كسي را مي شناسيد كه مي تونه كمك كنه حتما به من خبر بدهيد، بسيار ممنونم.

l لینک l    شنبه دهم آذر 1386 13:2  میترا خلعتبری  | 

رئیس پارلمان اروپا از ایران خواست از اجرای احکام اعدام کودکان و نوجوانان خودداری کند.

دویچه وله در گزارشی آمار سازمان‌های مدافع حقوق بشر از سال ۲۰۰۴ در ایران 17 نفر اعدام شده‌اند که زمان ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال بوده‌اند.

سازمان عفو بين‌الملل می‌گوید، ایران اين امتياز وحشتناک را به خود اختصاص داده که از سال ۱۹۹۰ تا کنون بيش ‏از هر کشور ديگری کودکان بزهکار را اعدام کرده است . ‏

ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی و ميثاق حقوق کودک، اجرای مجازات مرگ در مورد کودکان بزهکار را صريحا منع کرده است.

ايران هر دوی این معاهده‌های بین‌المللی را امضا کرده و موظف است که مفاد آن‌ها را ‏رعايت کند. دولت ایران اما با محکوم کردن کودکان بزهکار به مرگ هر دوی این میثاق‌ها را نقض می‌کند.

در حال حاضر خودداری از کاربست مجازات مرگ در مورد کودکان بزهکار، چنان در سطح جهان وسیع شده که به ‏قاعده‌ای متداول در حقوق بين‌الملل درآمده و برای هر کشوری لازم‌‌الاجرا شده است.

در ایران اما هنوز چنین نیست. براساس گزارش‌های سازمان عفو بین‌الملل، در سه سال گذشته به‌غیر از ایران، فقط در سه کشور چین، سودان و پاکستان اعدام کودکان بزهکار صورت گرفته است.

براساس آمارهای غيررسمی، هم‌اکنون در ایران حدود هفتاد نفر از محكومين به اعدام را افرادی تشکیل می‌دهند كه در زمان ارتكاب جرم، سن‌شان زير ۱۸ سال بوده است. بسیاری از فعالین حقوق بشر و وکلای دادگستری در ایران و نیز نهادها و سازمان‌های بین‌المللی ازجمله یونیسف، عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر و نیز اتحادیه اروپا خواهان حذف مجازات اعدام برای اطفال زیر ۱۸ سال در قوانین جزایی ایران هستند.

l لینک l    جمعه نهم آذر 1386 13:30  میترا خلعتبری  | 

چند دقیقه پیش نعمت احمدی روزنامه بود. سریع تا دیدمش ازش از رضا خبر گرفتم. می گفت رضا بهش زنگ زده و گفته که دارند به اوین می برندش. نعمت احمدی وکالت رضا را بر عهده گرفته و به گفته خودش تا حالا برای رضا سه اتهام در نظر گرفتند. خوشحالم از این خبری هم که بی تا داده و از اینکه فعلا در ظاهر روحیه رضا خوب هست. رضا جان تولدت مبارک . . .

l لینک l    چهارشنبه هفتم آذر 1386 19:52  میترا خلعتبری  | 

محمد آقازاده: رضا ولی زاده عزیزم رها کن همه چیز را و زن بگیر و تنها برای خودت زندگی کن

حمیدرضا علاقه بند:رضا ولی‌زاده اسپری آسم تو با خودت بردی؟

 
 
 
 
 
ابوالحسن مختاباد: براي رضا ولي زاده
 
 
 
 
 
 
 
کاوه علی اسماعیلی: رضا ولی زاده و ماجرا چند سگ !
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
محمدحسن مصلی نژاد: این ایستگاه ، توقفگاه نیست
 
علیرضا شیرازی: رضا ولی زاده در بند
 
 
 
 
 
 
ندا دهقانی: ...
l لینک l    چهارشنبه هفتم آذر 1386 15:2  میترا خلعتبری  | 

رضا امروز در محل كارش توسط افراد لباس شخصي بازداشت شد. گويا امروز با اون تماس مي گيرن و ميگن براي فرستادن يك احضاريه آدرس خونه اش رو بده، اون بنده خدا هم كه فكر مي كنه واقعا احضاريه اي در كار هست آدرس محل كارش رو ميده. فارغ از اين كه قرار هست با اين وضع اون رو ببرند. هنوز مشخص نيست رضا را كجا بردند. دلواپسم . . .

l لینک l    سه شنبه ششم آذر 1386 18:4  میترا خلعتبری  | 

رضا ولی زاده بازداشت شد. فعلا فقط همین رو می دونیم.گفتند علت بازداشت به خاطر مطلبی بوده که رضا روی وبلاگش در مورد سگ های احمدی نژاد گذاشته بود.
l لینک l    سه شنبه ششم آذر 1386 17:0  میترا خلعتبری  | 

با اینکه حوزه کاری من طوری هست که مدام باید با مسوولان پلیس در ارتباط باشم اما واقعا دیگه این اواخر تحمل برخی از مسائل از ظرفیتم خارج شده. به زودی مطالبی را در مورد طرح پایان ناپذیر امنیت اجتماعی که این روزها فقط در دل مردم احساس ناامنی رو ایجاد می کنه خواهم گفت. در حال حاضر فقط این عکس ها رو ببینید و باز هم قضاوت را خودتان انجام بدهید.

l لینک l    دوشنبه پنجم آذر 1386 0:49  میترا خلعتبری  | 

چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمی دانم

نه ترسا نه یهودم من نه گبرم نه مسلمانم

 

نه شرقی ام نه غربی ام نه بری ام نه بحری ام

نه از کان طبیعی ام نه از افلاک گردانم

 

نه از خاکم نه از آبم نه از باد و نه از آتش

نه از عرشم نه از فرشم نه از کون و نه از کانم

 

نه از هندم نه از چینم نه از بلغار سقسینم

نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم

 

نه از دنیی نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ

نه از آدم نه از حوا نه از فردوس و رضوانم

 

مکانم لامکان باشد نشانم بی نشان باشد

نه تن باشد نه جان باشد که من از جان جانانم

                                                                                                                  مولانا

l لینک l    دوشنبه پنجم آذر 1386 0:18  میترا خلعتبری  | 

مراسم چهلم دکتر زهرا بنی یعقوب

بهشت زهرا

قطعه ۲۴۵

 

 

پی نوشت: ادامه عکس ها

l لینک l    شنبه سوم آذر 1386 12:17  میترا خلعتبری  | 

ديشب فيلم وكيل مدافع شيطان را ديدم. اين اواخر فيلم زياد ديدم اما هيچ كدام رو زياد دوست نداشتم اما این فيلم خوبي بود.

فيلم وكيل مدافع شيطان بر اساس کتابی از آندرو نيدرمن ساخته شده است. «کوين لومکس» با بازی کيانو ريوز يک وکيل مدافع جوان، بي باک و شکست ناپذير ساکن شهری کوچک در فلوريدا است.

او توسط قدرتمندترين شرکت حقوقی دنيا در نيويورک استخدام می شود و با وجود مخالفت مادرش که نيويورک را شهری پر از فساد می داند پيشنهاد کار را پذيرفته و همراه همسرش به نيويورک می رود اما به زودی همسرش شروع به دلتنگی می کند و اسرار دارد که برگردند اما کوين در شغل جديدش غرق شده و توجه کمتری به همسرش دارد.

همسرش پس از مدتی اشباحی را در اطراف خود می بيند و رفته رفته دچار جنون می شود. او روزی ادعا می کند که رئيس کوين، «جان ميلتون»  با بازی آل پاچينو  به او تجاوز کرده است اما در همان روز ميلتون همراه کوين در دادگاه بوده است.

کوين همسرش را در يک مرکز روانی بستری می کند اما پس از اينکه همسرش خودکشی می کند و مادرش حقايقی را در مورد ميلتون بيان می دارد کوين در می يابد که ميلتون شيطان است و البته ادامه داستان كه فييلم را جذاب تر مي كند.

و اما مطلب جالبي كه متوجه شدم اين هست كه زمانی که آل پاچینو نقش شیطان در فیلم وکیل مدافع شیطان را ایفا کرد، همه بزرگان، نامداران و تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند و البته پيشنهاد مي كنم اگر شما هم احيانا دچار غرور و تكبر هستيد حتما اين فيلم رو ببينيد.

l لینک l    شنبه سوم آذر 1386 11:34  میترا خلعتبری  | 

هر چند دير اين مطلب رو ديدم اما فكر كردن به هر كلمه اين گزارش اعصابم رو به هم مي ريزه. خودتون قضاوت كنيد. اینجاست که آدم از تلاش های کوچکی هم که کرده ناامید میشه. مطلب اين هست:

تاکنون مشخص شده است که ایران از سال 2004 ، 17 بزهکار کودک را اعدام کرده است که این رقم 8 برابر بیشتر از اعدام کودکان در هر کشور دیگری است. 

 مقامات عالی رتبه قوه قضائیه ایران همواره احکام مرگ که به صورت پیاپی برای کودکان بزهکار صادر شده است ، را تائید کرده اند. در حالی که در برخی موارد این محکومان تنها 15 سال سن داشتند. 

این احکام میثاق های بین المللی که مجازات مرگ برای جرائم مرتکب شده از سوی افراد زیر 18 سال را منع می کند و ایران ملزم به رعایت آنها است را نقض می کند.در برخی موارد این حکم ها حتی بر خلاف قوانین داخلی ایران است که محاکمه افراد زیر 18 سال را در صلاحیت دادگاه ویژه اطفال میداند. 

کلاریسا بن کامو پژوهشگر حقوق کودکان در بخش خاور میانه سازمان دیده بان حقوق بشر گفت :" ایران شاخص شرم آور مقام اولی دنیا در اعدام کودکان را حفظ کرده است و مقامات مسئول باید فورا به این وضعیت پایان دهند." 

وی افزود که "حکومت ایران نیازمند است تا فرستادن کودکان برای اعدام را متوقف کند و اجرای الزامات بین المللی را از طریق تدوین و تصویب قوانینی در این باره آغاز نماید که به شکلی صریح مجازات مرگ کودکان را ممنوع کند." 

ایران دو بزهکار جوان را در سال جاری اعدام کرده است. سید محمد رضا موسوی شیرازی 20 ساله در 2 اردیبهشت 1386 در زندان عادل آباد شیراز به جرم قتل اعدام شد.وی هنگامی که 16 سال داشت مرتکب جرم شده بود. 

مقامات مسئول حتی به خانواده وی تاریخ اعدام او را اعلام نکردند. خانواده وی نتوانستند او را قبل از اعدام ببینندو آنان تنها پس از اجرای حکم از آن مطلع شدند. 

مدارک موجود که در دست سازمان دیده بان حقوق بشر است ، نشان می دهد که هم دادگاه بدوی و هم دیوان عالی کشور آگاه بودند که موسوی به اشتباه در دادگاه بزرگسالان محاکمه شده است. 

با این حال دیوان عالی تقاضای موسوی برای اعاده دادرسی در دادگاه ویژه اطفال را رد کرد و استدلال دادگاه بدوی را پذیرفت که این دادگاه بزرگسالان به عنوان "قائم مقام دادگاه اطفال" حکم صادر کرده است و قید قائم مقامی سهوا از قلم افتاده است.

این دادگاه حکم مرگ را "با عنایت به اقرار صریح متهم در کلیه مراحل دادرسی" تایید کرد.دادگاه هیچ ایراد و قصوری در روند دادرسی مشاهده نکرد در شرایطی که شکنجه و بد رفتاری در باز داشتگاه های ایران شایع است. تمایل دادگاه ها برای مبنی قرار دادن اعدام کودکان بر اساس اعترافات آنها بسیار آزار دهنده است. 

در موردی دیگر ، مقامات ایرانی سعید قنبر زهی 17 ساله را در 6 خرداد 1386 در زاهدان اعدام کردند.بر اساس گزارش مطبوعات ، بازداشت،اعترافات،محاکمه، حکم و اعدام در چند هفته رخ داد. این روند باعث تردید های جدی می شود که چگونه یک نوجوان 17 ساله می توانسته است از خود دفاع موثری داشته باشد و همچنین شائبه جدی وجود دارد که آیا معیار های دادرسی عادلانه رعایت شده است؟   

مقامات رسمی ایران بارها اعلام کرده اند که در حال بررسی مساله رعایت الزامات قانونی هستند تا به اعدام مجرمان نوجوان پایان دهند. 

مقامات بلند پایه قوه قضائیه مکررا گفته اند که جوانان در ایران اعدام نمی شوند.رئیس دادگستری تهران علیرضا آوایی در نهم مهر 1385 به خبرنگاران گفت:" اكنون مشي بر اين است كه حكم اعدام افراد زير 18 سال اجرا نشود و مدت قابل توجهي نيز اجرا نشده است ".   

مقامات ایران همچنین به تمهیدات قانونی اشاره می کنند که چهارچوب قانونی جدیدی برای دادگاه اطفال تدوین می کند که از تابستان پیش در مجلس در انتظار بررسی است و ادعا می کنند این طرح به اعدام افراد مجرم زیر 18 سال پایان خواهد داد.اما در حقیقت این قانون فقط احتمال تخفیف مجازات را پیشنهاد می کند فقط در مواردی که قاضی تشخیص دهد که متهم به لحاظ ذهنی بالغ نبوده است.ماده 33 قانون پیشنهادی به صراحت اعلام می کند که تخفیف مجازات در جرائم قصاص و حد برای مجازات هایی چون اعدام باید زمانی به کار برده شود که بلوغ روانی متهم محل شک باشد.   

جرائم قصاص اقدام مجرمانه ای است علیه حقوق فردی و بر این اساس قربانی سزاوار است که کیفر مشابهی را انجام دهد. جرائم حد در قانون مجازات اسلامی تعریف شده اند.   

ماده 31.3 قانون پیشنهادی بیان می کند ، حکم مجازات مرگ و حبس ابد در صورتی که برای متهمان 18-15 سال صادر شده باشد ، می تواند به احکام زندان از 2 تا 8 سال در مراکز باز پروری نوجوانان کاهش داده شود.اکثریت احکام اعدام اطفال در ایران مربوط به مجازات های قصاص و حد هستند و زمانی قابل اجرا هستند که قضات تشخیص دهند که در بلوغ روانی متهمین تردیدی وجود ندارد.سازمان دیده بان حقوق بشر از مجلس ایران می خواهد تا صلاحیت قاضی در زمینه صدور حکم اعدام برای افراد زیر 18 سال را لغو کند. مجلس باید همچنین باقی مانده قوانین پیشنهادی برای الزامی بودن تخفیف احکام مرگ و حبس ابد را هر چه زود تر تصویب کند. سازمان دیده بان حقوق بشر مصرا از شورای نگهبان که یک نهاد روحانی دارای حق وتو بر فراز مصوبات مجلس است، می خواهد با این قانون پیشنهادی مخالفت نکند.

l لینک l    جمعه دوم آذر 1386 17:52  میترا خلعتبری  |