حكم اعدام سه جواني كه قرار بود صبح فردا در ساوه اجرا شود، يك روز زودتر و آن هم بدون اطلاع خانواده
اين افراد، وكيل مدافع آنها و افراد ديگر برگزار شد.
اينكه چرا قرار بود اين افراد اعدام شوند را در خبر زير كه همكار بسيار خوبم امير گودرزي آن را براي روزنامه اعتمادملي تنظيم كرده بود، مي توانيد بخوانيد.
خبر اين هست كه چند روز پيش در روزنامه چاپ شد:
سه پسر 24، 27 و 28 ساله به اتهام زناي به عنف دوشنبه هفته آينده در ساوه اعدام ميشوند.
اين حكم در حالي قرار است اجرا شود كه متهمان هيچگونه سابقه كيفري نداشته و تاكنون حتي يك شكايت توسط اهالي محل از آنها مطرح نشده است؛ ولي قرعه نخستين اوباشان ساوه به نام آنها درآمده است.
نوزدهم خردادماه سال گذشته زن جواني با 110 تماس گرفت و گفت از ديشب اسير چند آدمربا بوده و دقايقي است كه آنها وي را آزاد كردهاند. پليس با اطلاع از اين موضوع كلانتري را باخبر كرد و <لانا> در نهايت براي طرح شكايت روانه اداره پليس آگاهي تهران بزرگ شد. زن 25 ساله به ماموران گفت: <عصر ديروز در ميدان تجريش سوار اتومبيلي شدم كه فكر ميكردم مسافركش است. در اين اتومبيل پژو 504 سه مرد جوان نشسته بودند، آنها با تهديد چاقو، دستها و چشمانم را بسته و مرا به خانهاي در ساوه منتقل كردند.>
هنگامي كه زن جوان ادعا كرد پس از ربوده شدن از سوي سه جوان مورد تجاوز قرار گرفته، رديابي ماموران براي دستگيري سه متهم به نامهاي <مسعود>، <محمد> و <داوود> آغاز شد. طولي نكشيد كه اين افراد در شهرستان ساوه دستگير و براي بازجويي به تهران منتقل شدند. متهمان در بازجوييهاي اوليه اظهارات شاكي را نپذيرفتند و ماجرا را براي پليس اينطور عنوان كردند: <هجدهم مردادماه از ساوه براي تفريح به تهران آمديم و در ميدان تجريش با زني به نام <لانا> آشنا شديم. او با پاي خود و براي خوشگذراني به خانه ما در ساوه آمد و شب را با ما گذراند. فرداي آن روز بر سر موضوعي با <لانا> مشاجرهمان شد و او براي انتقام گرفتن چنين شكايتي را به پليس مطرح كرد.>
متهمان پس از چند روز كه بر گفتههاي خود اصرار داشتند، در آگاهي به ربودن و تجاوز به زن جوان اعتراف كردند. به دنبال اين اعترافات، پرونده براي دادرسي به دادسراي امور جنايي تهران رفت. اين سه جوان 24، 27 و 28 ساله مقابل داديار شعبه دوم (غلامرضا سليماني) اعترافات خود را انكار كرده و گفتند چون در آگاهي تحت فشار بوديم مجبور به اعتراف شديم. اين متهمان به سليماني هم گفتند شاكي را نربوده و او با پاي خود به خانه آنها آمده است.
اين در حالي بود كه پس از صدور كيفرخواست، پرونده اين چهار نفر براي محاكمه به مجتمع قضايي بعثت ارسال شد. نتيجه رسيدگي به اين پرونده در شعبه 1147 تبرئه متهمان از اتهام آدمربايي بود. <لانا> در مراحل مختلف دادرسي و محاكمه، حرفهاي ضد و نقيضي را مطرح كرد. او كه ادعا كرده بود چشمها و دستهايش توسط آدمربايان بسته بوده، نتوانست به سوال قاضي پاسخ دهد. قاضي با مشاهده پرينت مكالمات تلفني او متوجه شد شاكي درست در مدتزماني كه ادعا ميكند دستها و چشمهايش بسته بوده چندين بار با مادر و دوستانش تماس گرفته است. قاضي همچنين از وي پرسيد با چشمان بسته چطور متوجه شده كه در ساوه است كه <لانا> در پاسخ گفت از انارهاي روي درخت. اين در حالي بود كه در آن فصل اناري وجود نداشت. سرانجام قاضي متهمان را از اتهام آدمربايي تبرئه و پرونده را براي رسيدگي به زناي به عنف به دادگاه كيفري ساوه منتقل كرد. درست زماني كه متهمان احساس ميكردند گشايشي در كارشان ايجاد شده و قرار است بيگناهيشان اثبات شود، حكم اين دادگاه آنها را وحشتزده كرد.
قاضي آنها را به اعدام در ملاء عام محكوم كرده بود و اين افراد به عنوان شرور، اوباش و مزاحم نواميس مردم شناخته شدند.
وكيلمدافع متهمان در مورد زندگي آنها گفت: <محمود جوانترين متهم اين پرونده، 24ساله است. او در مغازه پدرش شاگردي ميكرد و اهالي محل براي محمود هم مانند پدرش احترام قائل بودند. پدر محمود معتمد محله است و چون تنها يك پسر دارد، با پا گذاشتن به كهنسالي قرار بود خود را بازنشسته كرده و اداره مغازه را به محمود بسپارد. او در اين حال با شنيدن حكم اعدام تنها پسرش بهشدت شوكه شد.>
فرشيد جهاني همچنين گفت: <وضعيت مادر <محمود> بدتر از پيرمرد است. او به غير از شنيدن خبر اعدام پسرش، خبر اعدام دو نوهاش را هم تحمل كرد. <محمود> دايي <محمد> و <داوود> است. آنها مدتي بيكار بودند. يكي از اين دو برادر، ماشين پژو 504 قراضه را در اختيار ديگري گذاشت تا با آن مسافركشي كند و خود در ميدان ميوه و ترهبار به كارگري مشغول شد. اين اتومبيل قراضه تنها سرمايهاي است كه براي پدر آنها كه يك كشاورز بيكار و از كارافتاده است، باقي مانده است.>
به گفته وكيلمدافع اين سه متهم، نهتنها در محله، در كل شهرستان ساوه هيچكس تا به حال از اين سه جوان شكايت نكرده و آنها پيش از اين حادثه حتي پايشان هم به كلانتري باز نشده بود.
چهار روز ديگر يعني دوشنبه هفته آينده قرار است اين افراد به عنوان اولين اشرار و اوباش ساوه در اين شهرستان به دار آويخته شوند. نهتنها خانواده متهمان، بسياري از اهالي ساوه از اجراي اين حكم نگرانند.
جهاني در اين خصوص به طوماري اشاره ميكند كه حدود 50 كاسب ساوه صلاحيت اخلاقي اين افراد را تاييد كردهاند. بدون شك با اعدام اين افراد، نگراني اهالي اين شهرستان به بسياري استانها و شهرستانهاي ديگر سرايت ميكند.
و اما . . .
ديشب همراه تعدادي از دوستان در حال ارتباط با دادگستري ساوه بوديم تا حكم حداقل براي چند وقتي متوقف شود اما امروز صبح امير در كمال ناباوري به من زنگ زد و گفت حكم اجرا شده است. جالب تر از آن صحبت هاي دادستان ساوه بود، امروز وقتي امير با اين آقاي محترم تماس گرفت، گفته بود كه به هيچ كس ارتباطي ندارد كه چرا حكم يك روز زودتر و آن هم اين طور اجرا شده است.
و اما جالب تر از آن خبر روزنامه ايران در امروز بود كه دوستانمان در صفحه حوادث از قول رييس دادگستري ساوه نوشته بودند حكم به خاطر هم زماني با اعياد شعبانيه متوقف خواهد شد اما امروز حكم هر سه نفر اجرا شد.
پي نوشت 1: نمرديم، لطف آقايان براي هم زماني با اعياد مذهبي را هم ديديم.
پي نوشت 2: من اين همه اصرار آقايان براي اجراي اعدام هاي پي در پي را نمي فهمم.
پي نوشت 3: امروز به اين فكر مي كردم شايد دادستان هاي هر شهر براي معرفي هر چه بيشتر اوباش شهرشان با هم رقابت دارند و البته هر دادستاني اعدامي بيشتر هم داشته باشد، ركورد دار خواهد شد.
پي نوشت 4: آقاي گودرزي خبرنگار محترم سرويس حوادث روزنامه اعتمادملي كه زحمت اين خبر را كشيده و در حال حاضر كنار من نشسته هم پي نوشتي براي ما نداره اما از برخي همكاران تقدير و تشكر كرد.